دوشنبه , دی ۳۰ ۱۳۹۸
قالب وردپرس درنا توس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / به روایت تصویر / خوش شانسی و بد شانسی

خوش شانسی و بد شانسی

یکی از عمده ترین ویژگی‌های جبارپورها که همه خویشاوندان به آن‌ایمان دارند، شانس بسیار مزخرفمان است. شاید بتوانم خودم را به عنوان بدترین نوع آن عنوان کنم، یک آدم به تمام معنا بدشانس، بگذارید تا چندتای از آن‌ها را برایتان بگویم.

پسرخاله‌های من می‌دانند که موقع تعارف یک سینی نوشیدنی نباید بعد از من قرار بگیرند، چون اصولاً به من که می‌رسد تمام می‌شود. همین چند روز پیش برای روز درختکاری در صف قرار گرفته بودم که نهال بگیرم، سه چهار نفر مانده بود که نوبت به من برسد نهال‌ها تمام شدند، البته اگر تعدادی توی صف نمی‌زدند به همان سه چهار نفر هم نهال می‌رسید تا نوبت به من برسد و تمام شود.

موقعی که دانشجو بودم مدام درگیر بدشانسی بودم، خودم دیگه از این نمی‌رنجم و اتفاقاً یک تفریح شده برایم، مثلاً دور یک میز شلوغ برای انجام یک کار اداری بودم، نوبت که من رسید برق رایانه مسئول مربوطه پرید!

حتماً شما هم داستان‌های زیادی از بدشانسی‌های خودتان دارید، و خیلی از شما خودتون را بد شانس ترین می‌دونید، این جبارپورها نیستند که خودشان را بد شانس می‌دانند، اکثر مردم اینگونه تصور می‌کنند. خدا شانس بده، فلانی یک پیتزا فروشی زد و یکساله بارش رو بست. می‌دونی آدم باید پیشونی داشته باشه، بعضی ها از یک کار ساده به عرش می رسن و ما از پیچیده‌ترین کارها در فرش مانده‌ایم.

با یک نگاه به خوش شانسی های زندگیمان، متوجه می‌شویم شاید بیشتر از اینکه بد شانس بوده باشیم خوش شانس بوده‌ایم، چند بار خطر از بیخ گوشتان گذشته است؟ چندبار با اندک تلاش به خواسته خود رسیده‌اید و رقبا نرسیده‌اند؟ اینجاست که باید یادی بکنیم از جمله ماندگار لاکپشت به استاد چیفو: «هیچ چیز تصادفی نیست».

نمی‌دانم دقیقاً، شاید تنها چیزی را که تا به حال نتوانستم به غیر تصادفی بودن آن پی ببرم، عددی است که یک تاس برای شما می‌آورد، فقط به همین مقدار کفایت کنم که یک بار قبل از شروع یک بازی فکری با خانواده، به همه گفتم من برنده می‌شوم، در پایان وقتی که برنده شدم یکی گفت: محمد از همان ابتدا گفته بود که برنده می‌شود.

اما اگر به راستی شانس وجود ندارد، پس چه می‌شود که بعضی ها با شرایط نسبتاً یکسان موفقیت چشمگیری نسبت به دیگری می کنند. علت آن چیزی نیست جز تلاقی فرصت با آمادگی، فرصت ها اندک، گذرا و غیر قابل بازگشت هستند، به مانند یک شهاب که از آسمان می‌گذرد، اگر چشمتان به آسمان باشد از دیدن آن لذت می‌برید.

آمادگی یعنی بهبود فردی، بالابردن دانش، تخصص و رابط تا وقتی فرصت ها به وجود می آیند، به استقبال آن بروید. آرنولد پالمر می‌گوید: «خنده دار است، هرچه بیشتر تلاش می کنم، خوش شانس تر می شوم.» البته به این معنی نیست که کورکورانه به دنبال بهبود فردی باشیم و منتظر فرصت ها بنشینیم، چشم و مغز شما باید فرصت یاب باشد، اکثر اوقات فرصت ها فریاد نمی‌زنند، بلکه باید با فکری کاوشگر به دنبال آن باشید.

یک مهمانی مثل عروسی را در نظر بگیرید، معمولاً در قسمت مردانه، همه خیلی خشک و رسمی نشسته‌اند و تنها امیدشان آوردن شام است. در این مجلس حداقل ۱۰ انسان وجود دارد که تا به حال ندیده‌ایم و معمولاً یک نفر هم هست که چقدر مهم است او ما را بشناسد، فرصت یعنی همین، به جای بیکار نشستن بلند شویم و تا آنجا که وقت داریم روابط جدید ایجاد کنیم، خیلی از مواقع همین ارتباطات چه فرصت هایی که ایجاد نکرده است.

تمرین: بنویسید با پتانسیلی فعلی شما، چه فرصتی باید ایجاد گردد که شما هم در لیست خوش شانس ها قرار بگیرید. حال بنویسید چگونه باید آمادگی خود را بالا ببرید که فرصت های بیشتری را جذب کنید.

گلف باز حرفه ای که جوایز زیادی را بدست آورده است.

 

درباره ی admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *