دوشنبه , دی ۳۰ ۱۳۹۸
قالب وردپرس درنا توس
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / اخبار / ۷ چارچوب اساسی هدف گذاری

۷ چارچوب اساسی هدف گذاری

اولین مشکل اساسی نبود موفقیت و جایگاه مطلوب، نداشتن یک هدف درست و حسابی است. مطمئناً اینکه باید هدف داشته باشید را اولین باری نیست که می‌شنوید و برعکس، این جمله بسیار تکراری و کلیشه ای شده است!

 

باید هدف داشته باشی.

در این مقاله فرا می‌گیرید که هدف باید چه خصوصیاتی داشته باشد تا ما را به آنچه که میخواهیم برساند. اما در ابتدا تعریف دقیقی از هدف ارائه کنیم تا بعد به سراغ چگونگی یک هدف برویم، هدف یعنی:

تعقیب کردن یک غایت با ارزش، تا آنکه با موفقیت به انجام برسد.

تعقیب کردن یعنی پی گیری، یعنی همان عادتی که اکثر ما آن را نداریم و برای همین به آرزوهایمان دست پیدا نمی کنیم، زود جا میزنیم و بی‌خیال می‌شویم.

غایت به معنی آرزوی تمام و کمال است، مطلوب ترین چیزی که می‌خواهیم. یعنی آنکه یک بار برای همیشه باید خوب فکر کرد و آرزوی واقعی خود را پیدا کرد. خود من یک‌بار اینکار را انجام دادم، کنار تخته وایت برد ایستادم و مدام فکر کردم و روی تخته یادداشت کردم، بعد از ۱۵ دقیقه و فقط پانزده دقیقه برای اولین بار یک حس فوق العاده را تجربه کردم، من به دیوارهای ته مغزم رسیدم و تاحالا چنین تجربه‌ای نداشتم. همیشه شنیده بودم فکر کردن کار آسانی نیست و درواقع ما اغلب در حال خیال کردن هستیم تا فکر کردن، چراکه فکر کردن سریعاً ما را خسته می‌کند. البته تمام انسان‌های موفق حداقل روزی ده دقیقه فکر می‌‌کنند. بیخود نیست که یک ساعت فکر کردن بهتر از ۷۰ سال عبادت است.

توصیه میکنم هرگاه که قصد فکر کردن داشتید، تمام پارازیت‌هایی همچون تلویزیون، گوشی همراه، رایانه و… را از خود دور کنید و به جایی ساکت بروید و از اطرافیان بخواهید که چند دقیقه ای مزاحتمان نشوند. حتماً کاغذ و قلم؛ کنار خود داشته باشید و مرتباً افکار خود را به روی کاغذ بیاورید و نقشه ذهنی رسم کنید.

و در آخرین بخش جمله؛ کلمه «با ارزش» را داریم. با ارزش یعنی آنقدر با ارزش است که تمام وقتمان را روی آن بگذاریم و از خیلی از تفریحاتمان برای آن بگذریم. سختی ها و موانع راه را تحمل کنیم تا به این غایت با ارزش دست پیدا کنیم.

بعد از تعریف دقیق هدف می رویم به سراغ چارچوب های لازم یک هدف، تا بتوانیم یک هدف خوب برای خودمان دست و پا کنیم، چراکه فقط یک بار در این دنیا فرصت زندگی کردن را داریم

۱-هدفی با سبک و سیاق خودتان

چرا لیسانس و فوق لیسانس می‌گیریم؟ چرا بیشتر از اینکه به دنبال یادگیری تخصص و علم باشیم به دنبال مدرک آن هستیم. چرا فکر میکنیم داشتن بنز یا مازراتی به معنای موفقیت است؟ پول، مدرک، خودرو و همه آن چیزی که خیال میکنیم موفقیت و هدف والا محسوب میشود، چیزی نیست جز حبابی که جامعه و اطرافیانمان آن را ساخته است. استیو جابز از بهترین دانشگاه امریکا انصراف داد تا به دنبال موفقیتی برود که خود انتخاب کرده است و نه آن موفقیتی که جامعه برای او تعریف کرده است.

تفکر ما دائماً به طور آگاهانه و نهانی تحت تاثیر می‌باشد. تبلیغاتی که روزانه به طریق مختلف به سراغ ما می‌آید. رسانه که این روزها به لطف شبکه های اجتماعی سراسر وجودمان را پر کرده است و جامعه با فرهنگ و سنت هایش، همگی تعیین کننده عادات و رفتار ما شده است.

اما اکنون تصمیم بگیرید تا خودتان موفقیت را تعریف کنید، به دور از هرگونه سنت، فرهنگ، رسانه، تبلیغات، اطرفیان و هر عاملی به  غیر از خودتان تصمیم بگیرید و مطمئن شوید که این موفقیتی است که خودتان میخواهید.

۲-اهداف شگفت انگیز

اگر هدفی که انتخاب کرده‌اید به اندازه کافی در شما هیجان ایجاد نمی‌کند که شب‌ها بی‌خواب شوید و ساعت‌ها به دور از تفریح و آسایش پای هدفتان وقت بگذارید و زحمت بکشید، بدانید که این هدف به اندازه کافی برای شما ارزشمند نیست. هدفی را انتخاب کنید که ساعت‌های زیادی در هفته وقت خود را به طور متمرکز روی آن بگذارید بی‌آنکه احساس خستگی کنید.

۳-دقیق و حساب شده

عده‌ی زیادی هستند که فقط می‌گویند ما درآمد بالا را دوست داریم. یا می‌گویند اگر یک میلیارد، نه؛ ده میلیارد، شایدم بیست میلیارد تومن داشته باشیم خیلی خوشحال می‌شویم. اما این‌ها اهداف دقیق نیست، باید بدانید با اون بیست میلیارد تومن دقیقاً می‌خواهید چه‌کاری انجام دهید. باید بدانید برای چی به درآمد ۳۰ میلیون تومان در ماه نیازمند هستید.

توصیه: هر زمان که هدفی برای خود تعیین کردید، به خودتان بگویید دقیق‌تر باش. یعنی اگر قرار است ورزش را شروع کنید، دقیق تر: سه روز در هفته، دقیق تر: شنبه، دوشنبه، چهارشنبه، دقیق تر: ۲۰ دقیقه و دقیق تر: از ساعت ۷ الی ۷:۲۰ و البته دقیق ترش میشه چه ورزش‌هایی و به چه روش‌هایی.

۴-هدف‌های انعطاف پذیر

هرچند که همواره به تمرکز و پافشاری روی برنامه تاکید می‌شود، اما اینطور هم نباید باشد که اگر یک روز صبح قرار دوستانه ای داشتیم یا کاری ضروری پیش آمد، بگوییم هرگز نمی‌توانم برنامه خود را تغییر دهم. انعطاف در برنامه و هدف موجب نرمی و لطافت میشود، البته به شرط آنکه به اندازه باشد.

۵-همسو با ارزش ها

هر انسانی برای خود ارزشها و خط قرمزهایی دارد. اگر قرار باشد هدف ما با ارزش‌های ما همسو نباشد نمی‌تواند هم افزایی رخ دهد و این تضاد برآیندها، موجب دفع موفقیت می‌شود.

۶-اهداف واقع گرایانه

هنگامی که شروع به هدف نویسی می‌کنیم ابتدا باید واگرا فکر کرد، یعنی نباید برای ذهن خودمان محدودیت ایجاد کنیم، هر آنچه را که خواستیم باید بر روی کاغذ بنویسیم. اما در انتها باید همگرا فکر کرد، بدین معنی که زمان بندی درست و منطقی قرار بدهیم. هیچ گاه نمیتوان از درآمد ماهیانه ۱ میلیون تومان به ۱۰ میلیون تومان رسید، بلکه باید با برنامه ابتدا آن را به یک و نیم، دو میلیون، سه و الی آخر تا ۱۰ میلیون تومان رساند.

۷-حمایت، هدایت، اجبار

هدفی که انتخاب میکنیم باید توسط یک جریان پیگیری یا حمایت شود تا به آن دست پیدا کنیم، برای این عمل سه راهکار در پی داریم:

راهکار۱: به همه بگوییم که چه می‌خواهیم انجام بدهیم، حسن این کار در این است که مدام اطرافیان از ما می پرسند که چه شد؟ یعنی آن ها به رایگان ما را پی گیری میکنند و ما مجبور به انجامش هستیم. اما دو مشکل نیز در این راهکار وجود دارد. اول آنکه هر چه افراد بیشتری از هدف ما مطلع باشند، یعنی به تعداد مخالفان و کسانی که ما را نا امید می کنند افزوده ایم و دوم اینکه به هر مقدار که از هدف خود حرف میزنید، انرژی عمل کردن به آن کمتر میشود.

راهکار۲: به هیچ کس نگویید و صبر کنید تا موفقیتتان به همه بگوید. خوبی این روش در این است که در فضای آرام و به دور از هرگونه آیه یاس و ناامیدی می‌توانیم هدفمان را دنبال کنیم، اما نقطه ضعف آن در این است که ترسی از رها کردن هدفمان هم نداریم، چون هیچ کسی قرار نیست از ما بپرسد چرا ادامه ندادیم.

راهکار۳: به آندسته از اطرافیانی که می‌دانیم بعداً ما را پیگیری می‌کنند، یا با افرادی که به نوعی با آن‌ها رودربایستی داریم و البته انسان‌های مثبتی هستند و ما را نا امید نمی‌کنند، در مورد اهدافمان صحبت کنیم، این روش نقاط ضعف دو راهکار قبلی را ندارد و می‌تواند بهترین روش باشد.

حال که این هشت چارچوب را فرا گرفتید، میتوانید بررسی کنید که اهداف شما مشمول این چارچوب میشود یا اینکه باید اصلاحاتی در آن انجام بدهید. بد نیست در پایان به دو نکته اشاره کنیم.

نکته اول: همیشه در لحظه زندگی کنید، اهداف برای آینده است. باید آینده را بسازیم، اما نباید در آن غرق شویم. قدر نعمت‌های الانتان را بدانید. اگر در سن ۷۰ سالگی از شما بپرسند کدام کار را باید بیشتر انجام میدادی، شاید جواب اکثر ما در کنار خانواده بودن باشد.

نکته دوم: در کنار دنبال کردن اهداف شخصی، به فکر کمک به دیگران نیز باشید، این خودش یکی از رازهای موفقیت است. منتظر پاداش و مواجب نباشید، به هر طریقی که از دستتان بر می آید کمک کنید، با پول، وقت، آموزش یا هر نوع دیگری به خلق خدا کمک کنید، مطمئن باشید یک روزی پاسخ آن را دریافت خواهید کرد.

چیره و موفق باشید.

برای مطالعه بیشتر مطالب در مورد هدف گذاری می‌توانید کتاب فرمول ثروت را تهیه نمایید:

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

سه انتخاب برای تحول در سال ۱۳۹۷

ضمن تبریک سال ۱۳۹۷ باید بگم که هر ساله عید نوروز میاد، سفره هفت سین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *