سه شنبه , مرداد ۱۴ ۱۳۹۹
قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
اطـلاعیه بـروزرسانی و تـخفیف هـای ویژه سـایت :
خانه / به روایت تصویر / موبایل، خیانتکار بزرگ رابطه ها

موبایل، خیانتکار بزرگ رابطه ها

 

سالهاست که باهاش حرف نزدم، درست یاد نمیدم آخرین باری که باهاش گپ زدم کی بود، توی این مدت اینقدر ارتباطمان قطع بود، که حتی باهم دعوا هم نکردیم، خودم رو میگم ها! بعد از سالها ناگهان به خود آمدم و متوجه شدم چقدر با خودم غریبه ام، دیگر خودم را کمتر می شناسم، سالهاست که با خودم حرف نزدم، از همان موقع که گوشی های هوشمند آمد دیگه از خود یادی نکردم.

این گوشی های هوشمند در روزهای اول آنقدر جذابیت داشت و هر روز در پی کشف یک قسمت از آن بودم که خیلی سریع خودم را فراموش کردم، الان خیلی احساس بدی دارم، بدجوری خیانت کردم، نه؟ دلم برای خود حقیقیم میسوزه! یه لحظه خودم رو میزارم به جای خودم، آن موقع که دیگه باهاش حرف نمیزدم و اون من رو نظاره میکرد که چسبیدم به گوشی، چطور ندیدمش! و چرا این همه تازه به دوران رسیده بودم که او را به این سرعت فراموش کردم. تکنولوژی تلفن‌های همراه در عصر ارتباطات، مرا به سرعت برق به تمامی نقاط دنیا وصل می کرد، دیگر خبری از چند ثانیه وقفه در تماس با کشورهای خارجی وجود ندارد، بلکه چهره در چهره با آن طرف دنیا صحبت می‌کنم، انگار نه انگار که فاصله ای وجود دارد، اما در میان این همه ارتباطات، تنها ارتباطی که قطع شده،‌ ارتباط با خودم هست. تکنولوژی؛ دورترین فاصله‌ها را تبدیل به نزدیکترین فاصله کرده است، اما چرا ارتباط من با خودم را که فاصله‌ای باهم نداشتیم را قطع کرده است؟

این روزها اکثر اوقات سرگرم کار هستم، به محض اینکه فارغ بشوم و فرصتی را بدست آورم، فوراً گوشی را بالا می آورم تا ببینم در فضای مجازی چه خبر است، با اینکه وسواس زیادی دارم در عدم استفاده از فضای مجازی، با اینکه گروه ها و کانال های زیادی را ترک کرده‌ام و نوتیفیکیشین  آن‌ها که رودربایستی داشته‌ام را خاموش کرده‌ام و عدد نمایشگر پیام های هر یک به چهار رقم رسیده است، اما همچنان بسیار سرگرم کننده است. یادم می‌آید آن زمانی را که گوشی‌های تلفن همراه تازه سر از تخم تکنولوژی بیرون آورده بودند و امکانات جدیدی را به خود اختصاص داده بودند، به محض اینکه به هم میرسیدیم می‌گفتیم کلیپ جدید چی داری، اونم می‌گفت، بلوتوثت رو روشن کن. و اما الان به لطف اینستاگرام، هر بار هزاران کلیپ در انتظار توست، آنقدر کلیپ جذاب و خیره کننده در هر موضوعی که بخواهی وجود دارد که حتی میتوانی چند روز را به نظاره آن بنشینی.

اگر دیگر مثل من خیلی خسته شده باشید و دیگر حوصله چت و گپ نداشته باشید و جواب افراد رو با ضبط صدا (ویس) بدهید، بازهم برای سرگرم شدن راه‌هایی همچون داشتن یک پیج پر مخاطب وجود دارد که تو را سرگرم کند و ارتباط با مخاطبین بهانه ای برای گذراندن وقت شود.

اما در گذشته هرگز این چنین نبود،‌ وقتی که بیکار می شدیم می‌رفتیم سراغ مرور خودمان، خاطرات خوب و بدمان را مرور می کردیم و از آن ها درس می گرفتیم، رفتار خودمان را مورد بررسی و تحلیل قرار می دادیم، گاه به خودمان غیر منصفانه حق میدادیم و گاهی اشد مجازات را بر خود جاری میکردیم. در مورد حال و آینده فکر می کردیم، اینکه چکار کنم و چکار نکنم، همینکه این تفکرات تمام میشد، نوبت به این میرسید که در جستجوی واقعیت ها و حقیقت باشیم، به اینکه چرا اصلاً‌ من به دنیا آمدم، فکر می کردیم و در نهایت فکرمان به خدا ختم میشد و آنقدر در دریای بی کران و نامتناهی او غرق میشدیم که دیگر فکرمان به جایی قد نمیداد و به انتهای مغزمان برخورد می کردیم.

کاش برقراری ارتباط همچون گذشته با نامه نگاری بود، نامه ای را می نوشتیم، خط میزدیم، پاک نویس می کردیم و در نهایت با چسباندن یک تمبر راهی پست خانه میکردیم، تمام تلاشمان را می کردیم تا نامه کامل و بی عیب و نقص باشد. روزها منتظر می ماندیم تا جواب نامه بیاید، آن روزها هرگز در نامه نگاری ها دعوایمان نمیشد و هیچ کس حریم ها را نمی شکست و قبح ها شکسته نمیشد. حداقل کاشکی برای تماس تلفنی مجبور بودیم که ارقام را دانه به دانه توسط انگشت بچرخانیم و آنقدر درگیر خط های خراب یا اشغال می شدیم که دیگر بی خیال ادامه تماس می شدیم. خوبی اش این بود که الکی و بیهوده با کسی تماس نمی گرفتیم و معیار ارتباط ضرورت یا دلتنگی بود.

اصلاً انگار هرچیزی به کم بودنش ارزش داره، ما انسان ها وقتی به وفور یک نعمت میرسیم دیگر قدر آن را نمیدانیم، چرا طلا ارزش دارد و خاک ارزش ندارد، چون خاک همه جا یافت می شود و طلا کمیاب است. همین دوربین های عکاسی را در نظر بگیرید، یک زمانی ۱۲ یا ۲۴ فرصت عکس گرفتن داشتیم، برای همین حسابی برای هر عکس تلاش می کردیم و زحمت می کشیدیم، در نهایت از بین عکس هایی که سیاه میوفتاد چند عکسی رو در آلبوم خودمان قرار میدادیم، حالا امروز می توانیم با سر زدن به آن آلبوم ها حسابی در خاطرات شیرین گذشته فرو برویم. اما از وقتی که دوربین های دیجیتال و دوربین موبایل فراگیر شد، کدام آلبومی را درست کردیم که بخواهیم در آینده آن را با لذت ورق بزنیم. حالا تک تک گوشی ها و سیستم های ما پر هست از عکس های مختلف و آنقدر عکس ها زیاد هستند که دیگر توان آرشیو بندی و موضوع بندی آن را نداریم.

کمی از بحث اصلیمان دور شدیم، بحث ما سر قطع ارتباط با خودمان بود که تکنولوژی بانی اصلی آن است، توصیه میکنم به هر بهانه ای گوشی همراه خود را در خانه جای بگذارید، آن را مرتباً خاموش نگه دارید. این را کسی به شما توصیه می کند که در کل دوستان و آشنایان مشهور به در دسترس بودن بود، خودم را میگویم، یک زمانی همه میدانستند که هر کس جواب ندهد، حداقل محمد جواب میدهد، در حمام و حتی رویتان به گلاب در دستشویی هم گوشی را به همراه خود می بردم، آن زمان که وایبر آمده بود، شب تا صبح را با دوستان چت می کردم. اما امروز در میان همان دوستان و آشنایان، تبدیل به کم دسترس‌ترین تلفن همراه، کم یاب ترین آدم در فضای مجازی شده‌ام. در حال حاضر در حال ریکاوری هستم، مجدداً باید خود را بیابم، این غریبه‌ای که سالها از او غافل شده ام را باز باید رفاقت کرد.

محمد جبارپور

 

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

دانلود کتاب فرمول ثروت

اگر چندان اهل مطالعه کتاب های موفقیت و بهبود فردی نیستید، کتاب فرمول ثروت بهترین …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *